شهردار جدید
آقای احمدی اصالتا طالخونچه ای هستند و سابقه فعالیت در شهرداری های طالخونچه و خمینی شهر در کارنامه وی می باشد.
اطلاعات بیشتر در این مورد را در روز های آینده پیگیری کنید.
این وبلاگ در جهت شناخت ورفع مشکلات شهر طالخونچه فعالیت میکند
آقای احمدی اصالتا طالخونچه ای هستند و سابقه فعالیت در شهرداری های طالخونچه و خمینی شهر در کارنامه وی می باشد.
اطلاعات بیشتر در این مورد را در روز های آینده پیگیری کنید.
شهر خاموش من!آن روح بهارانت کو شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند نعره و عربده باده گسارانت کو؟
چهره ها دَرهم و دل ها همه بیگانه ز هم روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقفِ یکی زندان است روشنای سحر این شب تارانت کو؟
هنرها و دستبافتهاي سياه چادرهاي عشاير قشقايي ( طايفه يلمه و بُربُر) در طالخونچه:
برای اطلاعات بیشتر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
شهید رمضانعلی عرب
شهید علی تقی پور
شهید ناصر حاج هاشمی
شهید زین العابدین زینلی
شهید نعمت اله مهدوی
شهید غلامعلی خلیلی
شهید محسن علامی

متأسفانه مطلع شدیم که شهردار شهر طالخونچه جناب آقای سعید رضا بهرامی از سمت خود کناره گیری کرده و هم اکنون سمت شهرداری شهرضا را به عهده گرفته اند و تا زمانی که حکم شهرداری شهرضا را نگرفته و شهردار جدیدی برای شهر طالخونچه انتخاب نشده باشد هفته ای دو سه روز عهده دار مسئولیت شهردار شهر طالخونچه است و مدیریت شهر در روز های دیگر بر عهده آقای نفری می باشد.

یادآوری می کنیم که جناب آقای بهرامی متولد سال ۱۳۵۲ با داشتن لیسانس مهندسی عمران در تاریخ ۰۱/۰۱/۱۳۸۰ به عنوان سومین شهردار شهر طالخونچه انتخاب شدند. و تاکنون تنها شهرداری بوده است که اکثر مردم طالخونچه از عملکرد ایشان راضی بوده اند
سوابق مدیریتی و اجرائی جناب آقای بهرامی :
۱- مدت ۲ سال: امور عمرانی شیلات هرمزگان
۲- مدت ۲ سال :کارشناس برنامه و بودجه شیلات هرمزگان
۳- مدت ۲ سال:ناظر پروژه های اداره کل راه و ترابری استان اصفهان
۴- مسئول واحد امانی ،پیمانی شهرداری خمینی شهر
۵- مسئول واحد خدمات شهری و مسئول نظارت شهرداری مبارکه
۶- مدت ۶ سال : شهردار شهر طالخونچه
زندگینامه برادر شهید علی هاشمیان از زبان خانواده ایشان :
علی شب نوزده ماه رمضان سال 1338 در خرمشهر به دنیا آمد و تا پایان دوره تحصیلات متوسطه در خرمشهر به سر برد . علی در 12 سالگی از بدو ورود به دبیرستان با بچه های محل فعالیتهای مذهبی خود را شروع کرد . در آن اوان در کتابخانه امام جعفر صادق (ع) در خیابان چهل متری خرمشهر فعالیت داشت . به مطالعه کتاب زیاد علاقه داشت و کار می کرد و پول آنرا صرف خرید کتاب می کرد . علی به قرآن و نهج البلاغه نیز اعتقاد و علاقه وافری داشت و به هنگام نماز و اوقات دیگر قرآن و نهج البلاغه می خواند و مکرر می گفت نباید قرآن را فقط بر سر قبرها بخوانید بلکه باید دستورات آنرا در زندگی بکار برند .
علی با دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم مکاتبه داشت و مرتب کتاب و نشریه برایش می فرستادند . در دبیرستان شاگرد ممتازی بود و مرتب جایزه می گرفت . علی بسیار ایثارگر و شجاع و فعال بود و چون از اعمال و کارهایش در منزل تعریف نمی کرد ما اطلاع زیادی در مورد فعالیتهایش نداریم و چیزهای بسیار کمی را که از او دیده ایم بیان می کنیم و بسیاری از اعمال ایثارگرانه اش بر ما پوشیده است چون هر کاری را بخاطر رضای خدا انجام می داد نه برای تظاهر و ریا . و آنقدر ساده و بی ریا و خوش برخورد بود که دوستان و بچه های محل او را دوست داشتند و همیشه به سراغش می آمدند ، حتی هنگامی که در شیراز بود و دیر به دیر به خرمشهر می آمد به هنگام آموزش به دوستانش به محض مطلع شدن به سراغش می آمدند و او نیز با آنان بحث و صحبت پیرامون مسائل مذهبی و سیاسی میکرد و مرتب امر به معروف و نهی از منکر می کرد و حتی بر اثر همین امر به معروف و نهی از منکر ها و راهنمایی هایش دیگرش برای ما در منزل مثل یک معلم بود . علی به شدت از تشریفات بیزاری می جست و از کسانیکه تشریفات داشتند دوری می کرد و سادگی و بی ریایی را بسیار دوست داشت . هنگامی که خدایی ناکرده حادثه ای برای مردم پیش می آمد بلادرنگ به کمک آنان می شتافت و نمونه اش فعالیتهایش در سیل خرمشهر و زلزله طبس می باشد .
نمازهایش را به آرامی و از صمیم قلب می خواند و در پنج نوبت نماز می خواند و هر دوشنبه و پنجشنبه روزه می گرفت ، و در هنگام روزه داری برای خود سازی به بنایی مشغول می شد . مرتب به ما گوشزد می کرد که در خوراک و پوشاک اسراف نکنید و به فکر کپر نشینها باشید و خود در عمل این مطلب را ثابت می کرد و همیشه لباسی ساده می پوشید و غذاهای ساده می خورد و خیلی کم توقع بود و به خانواده های یتیم سرکشی می کرد و به آنها کمک می کرد . به امام خمینی علاقه زیادی داشت و موقعی که امام در بیمارستان بودند مرتب گریه می کرد و می گفت فقط به امام فکر کنید و بس . علی به صدور انقلاب اعتقاد زیادی داشت و می گفت اگر انقلاب صادر نشود ، می میرد . علی در سال 56 وارد دانشگاه شیراز شد و با اینکه در دبیرستان رشته تحصیلی اش طبیعی بود چون علاقه زیادی به جامعه اش داشت و درد اجتماع را می دانست رشته جامعه شناسی را انتخاب کرد .
علی در سال 56 در اولین تظاهراتی که بر علیه رژیم کفر شاه و پشتیبانی از امام خمینی (ره) در حرم حضرت شاهچراغ بر پا شده بود که در همان روز نیز دستگیر شد . او در همه تظاهرات خیابانی در صف اول حرکت می کرد و خروشان فریاد می زد و شعار می داد . در یکی از همین تظاهرات به شدت مورد ضرب و شتم مزدوران شاه قرار گرفت که به دنبال آن دشوار زندگی کردن را برگزید . بر روی حصیر می خوابید ، اجر زیر سرش می گذاشت ، ورزش می کرد و از این قبیل و وقتی از او راجع به نحوه زندگیش سوال می کردیم ، می گفت ، می خواهم اگر بدست ساواک افتادم تاب مقاومت در برابر شکنجه هایشان را داشته باشم .
در جریان واقعه چهلم شهدای قم که در دانشکده ادبیات بر پا شد فعالانه شرکت داشت و گارد سر سپرده دانشگاه را با حرکات متهورانه اش به بازی گرفته و خشمگین کرده بود . او به انقلاب اسلامی عشق می ورزید و در همه صحنه های انقلاب شیراز حاضر و شاهد بود .
پس از اعلام جهاد سازندگی از جانب امام بلافاصله پیشنهاد کرد که برنامه کوه هفتگی مان را به برنامه جهاد هفتگی برای سازندگی تبدیل کنیم و به دنبال این نظر او به روستای دارخوین[1] رفت و چند ماه در آنجا کار کرد .
او در ابتدا در کوره آجر پزی به کارگران مستضعف آن کوره های گرم و طاقت فرسا کمک می کرد . سپس اقدام به ساختن یک حسینیه و یک کتابخانه کرد و به دنبال آن او خانه ای برای یک زن بی سرپرست ساخت و در ساختن خانه پیرمرد ناتوانی به او کمک کرد . پس از مدتی یک کلاس تعلیم اصول و عقاید اسلامی برای بچه های ده گذاشت و فعالانه به ساختن روحهای بکر و مشتاق آنان پرداخت و همه تلاشش در این مدت این بود که نور اسلام را به قلبهای پاک و تشنه ان روستائیان فطری بتاباند .
براستی که او شایسته این کار بود ، چرا که خود خورشید روشنی از ایمان به اسلام و خدای تعالی در سینه داشت . شبها برای ما صحبت می کرد ، از نهج البلاغه می گفت و از سوره های قرآن تفسیر می کرد . او سخت به امام و آقای مطهری علاقه مند بود . سخنان امام آنچنان در جانش تأثیر می کرد که همه اصرارش این می شد که آن حرفهای قدسی به عمل در آیند و خود چنین تلاشی می کرد . همیشه می گفت برای دستیابی به اسلام راستین تنها می شود به امام و مطهری و شاگردانش تمسک کرد . پیوسته کتاب قرآن ، نهج البلاغه و اصول کافی می خواند و نتیجه مطالعاتش را بلافاصله در مساجد دهات مختلف منعکس می کرد و برای آنان کلاسهای متعدد می گذاشت و کتابخانه ای نیز به نام ابوذر در دارخوین تأسیس کرد که بیشتر کار آنرا نیز خودش انجام داد .
علی در دوران فعالیتش در شیراز در کتابخانه اسلامی دانشکده ادبیات کار می کرد و در ساختن آن مرکز اسلامی سخت می کوشید . در کنار آن برای مردم حلبی آباد دلسوزانه و در مساجد شهر نیز با بچه های شهر کار می کرد .
دانشگاه و روابط طاغوتی و فرهنگ استعماریش او را رنج می داد . همیشه به فکر ایجاد درسهای اسلامی دانشگاه بود . و در این جهت به اتفاق چند نفر از بچه ها که تصمیم به کار بر روی جامعه شناسی اسلامی گرفته بودیم مدت چند ماه کار تحقیقاتی می کرد .
علی پس از تعطیلی دانشگاه به هنگام انقلاب فرهنگی به خرمشهر آمد و در سپاه پاسداران به فعالیت پرداخت و با شروع جنگ تحمیلی در جنگ فعالانه شرکت داشت و فرمانده گروه و مسئول مین گذاری بود . آن طور که دوستانش تعریف می کنند خیلی در جبهه ها فداکاری می کرده است . آنها می گویند یکبار گروهی از رزمندگانمان در محاصره عراقیها قرار گرفتند و برای شکستن محاصره علی داوطلب شد و با عملیات متهورانه اش برادرانش را از محاصره نجات داد . و در عملیات دیگری در جریان مین گذاری توانست حدود دوازده تانک دشمن را از بین ببرد . و باز به گفته دوستانش در محل گمرک خرمشهر با گروه خود محاصره می شوند و علی شجاعانه گروهش را نجات می دهد،و پس از آنکه خود قصد خروج از محاصره را دارد تیری به او اصابت می کند و توانش را ندارد که به جمع دوستانش بپیوندد و به دست عراقیها می افتد و او را شکنجه میدهند و بر اثر همین شکنجه ها به شهادت می رسد که برای بدست آوردن جسدش از طرف دیگر همرزمان او خط آتشی به وجود می آورند و جسد او را از چنگ عراقیها بیرون می آورند . پیکر پاک برادر شهیدمان علی هاشمیان روز عید قربان سال 1359 در شهر طالخونچه با شکوه فراوان تشییع و در گلستان شهدای شهر به خاک سپرده شد .
مسئله دیگری که علی زیاد از آن صحبت می کرد و به آن اعتقاد زیادی داشت مسئله ازدواج بود و می گفت می خواهم به مانند علی (ع) زندگی کنم زنی مثل فاطمه (س) بگیرم و به همین دلیل تصمیم به ازدواج گرفت و همسر خود را نیز انتخاب کرد و قصد داشت پس از رمضان 59 ازدواج کند که با شروع جنگ تحمیلی نتوانست این امر مهم را انجام دهد و سرانجام شهید شد و به لقاء الله پیوست .
دست نوشته های شهید
خداوندا .....
در پیشگاه عظمت و جبروتت با تو پیمان می بندیم که این انسانهایی را که مایه فخر بشریتند و این شهیدانی را که بسیار پیش از شهادت شهید بوده اند را همیشه چون چراغی درخشان بر فراز راهمان قرار دهیم و راهی را که پیمودند ، بپیمائیم . خداوندا به اسم اعظم و خون شهیدانت با خون و جان خود سوگند یاد می کنیم که تا آخرین دم حیات برای نابودی کفر پیشه گان این عصر که رأس همه آنان شیطان خونین چنگ آمریکا و همه فرزندان و دست نشاندگان این ابلیس بزرگ است لحظه کوتاهی از پای ننشینیم و هیچ تلاش و هیچ مبارزه ای را دریغ نکنیم .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
«در ضمن اضافه می کنیم همشهریان عزیز از این پس به جای دو بلیط باید سه بلیط پرداخت کنند که هنوز کسی حاضر نشده است دلیل آن را برای ما توضیح دهد.»
|
|
آلودگي و جهت جريان هاي هوايي به طرف شرق(طالخونچه، كه در شرق مجتمع فولاد قرار دارد.) است . اثبات اين هم كاري ندارد. فقط كافي است كه كمي دقت كنيد. اما يك دليل كوچك : برويد بالاي كوه كلك ، رو به طالخونچه ،در حالي كه پشت به قله ي كوه داريد، به بالاي سر خود نگاهي كنيد . دود هايي كه با سرعت از بالاي سرتان عبور مي كند كه علاوه بر اثبات حركت آلودگي هاي هوايي، به اثبات جهت حركت جريان هاي هوايي به طرف طالخونچه نيز مي انجامد. يك پارك برايمان ساخته اند فكر كرده اند كه با اين يه پارك همه چيز حل مي شود اونم در یه مسیری که هوا رو تصفیه میکنه و میده طرف کوه و بیابان اطراف .آيا با اين اوضاع يك پارك كافي است؟؟؟
«ما باید قبول کنیم که مجتمع فولاد مبارکه به جز ضرر هیچ سودی برای ما ندارد. »
نویسنده:هم صدا
توسط:ورزش دوست و علی دوست
چه ارزشی دارد که آثار تاریخی ما تخریب شود یا نشود برای کی اهمیت داره ما مردم یا بالاتر از ما شهرداری اگر اهمیت میداد پس چرا اجازه ساخت مغازه جلوی قلعه کاظمی داد پس نتیجه اینکه اهمیت ندارد
Admin : با ترمیم بناهای تاریخی شهر نمی توان آن را به یک مرکز توریستی تبدیل کرد ولی با حفظ آن و قرار دادن مراکز خصوصی و دولتی در بعضی از آنها٬ مثل: کتابخانه ٬نمایشگاه٬آموزشگاه و یا سپردن آن به گروه های شخصی مثل هیئت ها و پایگاه های مذهبی می توان در حفظ فرهنگ شهرمان کمک های لااقل کوچکی کرد.
توسط:ههههههههههههه
چهار تا اتوبوس گذاشتند خوبه ولی چرا سر وقت حرکت نمیکنند.
Admin : این امر فقط به خاطر سهل انگاری رانندگان اتوبوس واحده اگر چند نفر جربزه به خرج دهند و به دفتر ترمینال اعتراض کنند ما دیگر شاهد این امور نخواهیم بود خود من اولین کسی هستم که تماس می گیرم ان شاء الله شما نیز به خاطر شهرتان هم که شده تماس بگیرید.
توسط:ورزش دوست
دوستان درشهر طالخونچه جوانانی هستند ورزشکار وبا اخلاق ورزشکاری که در سطوح بالا ارزش خود را ثابت کردهاند ولی حالا گرد غبار میخورند چرا؟ نضر من این هست که مسعولین ما خیلی به این جمع ورزشکار کم لطف هستند انشا الله به این جوانان کمی توجه شود این جمع نیاز مبرم به امکانات ورزشی دارند چون امکانات در حد صفر است
توسط:يك سوتي گير
بسم الله
با تشكر از كساني كه در راه اندازي اين وبللاگ همت نمودند
اين روزها وبلاگ نويسي كار است بسيار سهل راحت به طوري كه هر كس به راحتي مي تواند يك وبلاگ طراحي كند ولي مهم ان است كه مطالب وبلاگ طوري باشد كه مخاطبين بسيار زيادي را جذب نموده و در بهينه سازي فرهنگ و پيشبرد اهداف متعالي مفيد و مؤثر باشد .
در مورد مطلب تونل هوايي بگم اين حرفهاي كوچه و بازاري نه تنها هيچ سودي نداره بلكه باعث ايجاد جو رواني در بين مردم شده و تنها كمك به اهداف دشمنانه
اگه كه دشمنان خارجي نياز به كسب اطلاعات در اين زمينه ها داشته باشند و يا بخواهند عكس العمل متقابل نشون بدند با اين همه تجهيزات بسيار عظيم جاسوسي هيچ نيازي به اين ريسك بسيار بزرگ ندارند و كافي است با يك كليك در سايت Google Earth دقيق ترين تصاوير را ضبط نمايند كه اين يكي از كوچيكترين فناوريهاي جاسوسي آمريكاست كه همه مي تونند از اون استفاده كنند
Admin : با تشکر از این دوست عزیز. ما برای پیگیری این موضوع با مراکز زیادی تماس گرفتیم متأسفانه تمامی آنها جواب سربالا می دادند حتی سازمان هواپیمایی ایران نیز حاضر نشد در این ضمینه چیزی بگوید ولی با پیگیری هایی ما توسط افرادی که در پادگان های اطراف خدمت می کنندکردیم و حتی از زبان یکی از بچه های حفاظت اطلاعات بیان شد ما این مطالب را برای شما فرستادیم . ما هم خیلی دوست داشتیم که منابع آن را ذکر کنیم ولی به دلایل امنیتی نشد تا حالاشم این جور که شنیدیم حفاظت اطلاعات در به در دنبال ماست چه برسه به اون موقع که منبعشم ذکر کنیم. **درباره مورد دومتان هم باید بگوییم اگر آمریکا از مراکز تسلیحاتی ایران فیلم بگیرد به خاطر این نیست که اطلاعات جمع کند به خاطر این است که بگوید ما می توانیم تا اصفهان هم که مرکز ایران است بیاییم خود من بارها «شنیدم» که هواپیما های آمریکا گه گداری از مرز ایران رد می شوند و قسمت هایی از بیابان را که چیزی در آن نیست بمب باران می کنند فقط برای این که چشم ترسی رفته باشند (بماند که ایران هم کارهایی می کند).
توسط:انظر الی ما قال ولا تنظر الی من قال
با سلام
یه فکری به حال ربا خوارهای شهرتون بکنید که هر چه میکشید از آنهاست.وای به حال علما و روحانیون و مسئولینی که میدانند ربا در طالخونچه بیداد میکند و ساکت نشسته اند.و وای به حال مردمی که (بلا نسبت عده قلیلی) مثل سیب زمینی نشسته اندو هیچ توجهی به اطرافشون ندارند .میبینند که آتش ربا شعله میکشد وحتی دامنگیر خودشان هم شده است ولی از ترس یا بی خیالی ساکت نشسته اند.بیدار بشید !!مردم طالخونچه !.وقت خواب نیست.حرکت کنید!! .وقت سکنت نیست.فریاد بکشید !!.وقت سکوت نیست.
Admin : سلام .به نکته بسیار خوبی اشاره کردید عاقبت شهر ما نیز مثل عاقبت قوم عاد و ثمود شده ما درصدد هستیم که مطالبی درباره ربا خواری در این وبلاگ بنویسیم
توسط:یک دانشجو
وبلاک جالبی دارید همانطور که اشاره شده بانوان طالخونچه از استعداد فراوانی برخوردار هستند اما اگر فقط در حد حرف باشد و فقط تعریف و تمجید باشد ازاین حرف ها خیلی از مقامات هم زده و عمل نکرده اند و خود مردم هستند که نمی خواهند استعدادشان به مرحله عمل برسد در درجه اول باید فرهنگ شهر نشینی داشته باشند واز عادات غلط نه اداب و رسوم که در نوع خود زیبا وجالب است بلکه از افکار غلط که باعث جلوگیری از پیشرفت فرد می شود مثلا چرا یک دختر نمی تواند در مغازه خرید کند در صورتی هنگامی که خارج از شهر نه تنها در مغازه خرید می کند بلکه با دوستان خود گردش وتفریح برود که در نوع تفریح سالم خوبست ولی چرا در داخل شهرمان و زیر نظر خانواده نباشد پس خود ما به عنوان یک جوان باید تلاش که شهر زیبا با تفریحات سالم برای جوانان داشته باشیم با تشکر
Admin : مشکلات بانوان یکی دوتا نیست ما نیز به خاطر همین تصمیم گرفتیم از یک نویسنده خانم در این وبلاگ استفاده کنیم (پرتو) ۲-این که یک دختر نمی تونه از یه مغازه خرید کنه یا تو خیابان های شهر خودش راحت قدم بزنه به صورت عرف در اومده خارج شدن از عرفم کار یکی دوتا نیست نظر من این است که اگر دختر ها می توانستند در شهر خود خرید بکنند ما نصف راه برای پیشرفت کاسبی در شهر را رفته ایم بقیه این مطالب باشد با نویسندگان خانم این سایت که خودشون بهتر می دونند چی بگن!.
توسط:ربطش به خودمه
سلام
پس اين كافينت چي شد بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


فقط بلدين حرفشو بزنيد كاري انجام نميديد كه



توسط:مریم
سلام.اين طالخونچه به جاي اينكه خودش شهر درست و حسابي بشه هي داره پس رفت ميكنه....بابا به اين مغازه داراي خيلي خيلي محترم بگين شما ها اگه يه جو همت داشتيد به جاي اينكه بريد از كافينت هاي مباركه كارت اشتراك اينترنت بياريد و بفروشيد خودتون يه كافينت واسه شهرتون تاسيس ميكرديد اونم مثلا با سرعت 64 بد ميگم واقعا حيف نيست يه نفر هم كه خودم باشم بخوام اين كارو بكنم جز ضرر برام چيزي نداره نيييييييييييييييييييييييت مردم عزيز شهرمون خيليييييييييييييي استقبال مي كنند از اين جهت ميگم!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا يكم عقلاي آك بندتونو اگه كار بندازيد مي فهميد كه وجود يه كافينت چه قدر براي شهرمون مفيده...مباركه نزديك به 6 الي 7 كافينت داره حتي زيبا شهر هم كافينت داره اونوقت طالخونچه با اين همه دبدبه و كبكبه يه كافينت نداره.....................حالا اين كه چيزي نيست يه نفر اگه هم بخواد كافينت تاسيس كنه ميره مباركه تاسيسش ميكنه اين يكي ديگه غير قابل تحمله...........اگه فكر ميكنيد از اين طرح تو شهر طالخونچه استقبالي ميشه خواهشا يه نظري چيزي بديد.......
Admin : سلام .حرفش زده شد کارشم انجام شد (کافی نت و گیم نت فراز رو به روی داروخانه)
توسط:علی
سلام
به سلامتی سر و صدای هواپیما هم به معضلات شهر اضافه شد.
از امروز تصمیم بر آن شده که در این وبلاگ به معرفی فرهنگ ، آداب و رسوم ، قصه ها وداستانهای مخصوص طالخونچه بپردازیم.بنا بر این از شما خوانندگان گرامی تقاضا می شود که اطلاعات خود را در این زمینه برای ما ارسال کنید با شد که گامی در ارتقاء فرهنگ و کوششی در رسیدن به مقام واقعی فرهنگی شهر باشد .
با کمال تشکر.
داستان اول
موضوع : دُرّ گریان ، گل خندان
نویسنده : هم صدا
«قصبه طالخونچه از دهستان سمیرم سفلی در 40 کیلومتری شمال غربی شهرضا واقع شده –آب وهوا معتدل – سکنه 5714 نفر – شیعه – زبان فارسی و ترکی – آب از قنات – محصول غلات و پنبه –شغل زراعت و گله داری – دارای درمانگاه و در حدود 50 باب دکان – خانه های این آبادی بیشتر به صورت قلاع ساخته شده - صادره پنبه این آبادی قابل ملاحظه است.
حوزه فرهنگ طالخونچه شامل 14 دبستان می باشد که زیر نظر آقای ابراهیم یاوری نماینده فرهنگ اداره می شود .
1-دبستان بهرام طالخونچه 2-دبستان ناصر خسرو قمبوان 3- دبستان پوده 4- دبستان دخترانه پوده 5- دبستان فروغی قهنویه 6- دبستان دهنو 7- دبستان شیخ آباد 8- دبستان سرارود 9- دبستان قامیشلو 10- دبستان آبرو 11-دبستان اسماعیل طرخان 12- دبستان حسن آباد تنگ بیدکان 13-دبستان قهر 14-دبستان علی آباد جنبزه
دبستان بهرام طالخونچه :
آموزشگاه شماره 571/3 طالخونچه در سال 1303 بهمت و کوشش آقای سید عبدالرسول هاشمی که یکی ازنیکو کاران و فرهنگ دوستان مشهور می باشد به صورت دو کلاسه ملی افتتاح شد و سپس در سال 1305 از طرف اداره فرهنگ اصفهان رسما افتتاح و دولتی گردیده است. دبستان در سال 20-1319 شش کلاسه شده و فعلا ً 143 نفر محصل دارد ، محل فعلی دبستان اجاره ای است و لیکن آقای حاج سید کاظم طالخونچه ای و آقای یاوری زمینی (به مساحت دو هزار متر مربع ) جهت محل آموزشگاه به فرهنگ اهدا نموده اند که با اعتبارات دولتی بنای آن شروع و قریبا اتمام می پذیرد.
مدیران این دبستان از بدو تاسیس تا کنون عبارتند از آقایان :
1- مهدی امامی 2- عراقی 3- کمال الدین هاشمی 4- رهنما 5- عبدالرسول طبیبیان 6- عظیمی 7- صادق قاهری 8- مرتضی زین الدین 9- رضا ناطقی 10- مرتضی زنجانی 11- تذهیبی 12- رضا ناطقی 13- دائمی 14- صادق رحیمیان 15- هوشنگ قاضی زاده 16- ابراهیم یاوری و فعلا مدیریت دبستان بهرام طالخونچه را آقای علی رحیمیان عهده دار می باشند.
در سال جاری دو کلاس اکابر (مبارزه با بی سوادی ) با 61 نفر محصل در این دبستان دائر شده است ناگفته نماند که دهکده طالخونچه یک ده فلاحتی است و شغل مردم منحصرا زراعت است و چون دانش آموزان پس از دو سه سال اغلب به امور زراعی می پردازند چنانچه یک مدرسه کشاورزی در این محل تاسیس گردد بسیار به جا است.»
و اکنون با توجه به شرح حال 50 سال پیش این دیار اکنون به کدامین درجه و جایگاه رسیده است ؟؟؟
مگر نه این است که این دیار 50 سال پیش 5714 نفر جمعیت داشته اما در طی این سالیان رشد نزولی پیدا کرده است .
مگر نه این است که در آن روزگاران که حرفی از پیشرفت و تکنولوژی نبود این دیار صاحب امتیاز و صادر کننده محصولی به نام پنبه بود امّا اکنون چه ؟
مگر نه این است که در آن زمان خانه ها به صورت قلاع بوده است اما اکنون چه ؟
چرا چهره شهر با این خانه های از مد افتاده و بی آب و رنگ تزیین می شود ؟
چرا خانه های آپارتمانی و ویلایی ندارد؟ مگر نه این است که قلاع گذشته کاخ و ویلا و آپارتمان های امروز بوده اند که با چه رنج و مرارتی ساخته می شدند.
در شرح حال خواندیم که این دیار و حوزه فرهنگ آن شامل 14 دبستان بوده و این بدان معنا است که در آن دوران بیش از 20 پارچه ده و آبادی زیر نظر دیار طالخونچه اداره می شده است (حتی مبارکه)
و اما در این شرح حال بیان گردید که به سبب این که شغل اکثر مردم زراعت بوده است یک مدرسه کشاورزی مورد نیاز است پس چرا ما پس از سالیان سال هنوز در سوگ ساخت یک دانشگاه یا مرکز فنی و حرفه ای نشسته ایم ؟
چرا این شهر در دبیرستان پسرانه اش کلاسهای پیش دانشگاهی دائر نمی باشد؟ امّا نه چرا اصلا کلاسهای سوم نظری آن به طور کامل دائر نیست؟
چرا این شهر وابسته به بیگانه شده است چرا باید ما و پدرانمان ساکت بنشینیم تا با سهل انگاری هایمان زادگاهمان را به آتش بکشند.
چرا شهری که در 50 سال پیش درمانگاه داشته هم اکنون هم همان وضع وحتی بدتر از آن دارد ؟مگر نه این است که پس از گذشت 50 سال ، لااقل باید یک بیمارستان داشته باشد.
چرا با وجود اینکه در حومه این شهر بسیاری از مراکز صنعتی و اقتصادی و تولیدی قرار گرفته با بی کفایتی بسیاری از مسئولین باید نیروی کار این مراکز از اقصاء نقاط ایران تامین گردد در حالی که شماری از جوانان این شهر (پسر و دختر) فاقد شغل می باشند.
و اما روی سخن ما با روحانیون این شهر و منبریهایی که این رخدادها را می بینند و سعی در افشا و روشنگری و رفع این مسائل نمی کنند و مخصوصا اگر نفوذ داشته و حرفشان مورد قبول باشد.
ان شاء الله که این مسائل حتی الامکان باعث تلنگری به آقایان مسئول باشد و در جهت خدمت به خود و خدمت به خلق خدا برایند.
نویسنده : مهدویت
پیامبر از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای؟
گفت : یا رسول الله از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم.
پیامبر فرمودند : مگر امت من با تو چه کرده اند؟
گفت : یا رسول الله امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصائص را ندارم.
۱ـ هر وقت به هم می رسند سلام می کنند.
۲ـ با هم مصافحه می کنند.
۳ـ هر کاری که می خواهند انجام دهند انشاءالله می گویند.
۴ـ استغفار از گناهان می کنند.
۵ـ تا نام شما را می شنوند (صلوات) می فرستند.
۶ـ ابتدای هر کاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.
برگرفته از : کتب ایت الله دستغیب(ره)
مهر و امضاء حضرت محمد (ص)
میلاد رحمة للعالمین خاتم الانبیاء والمرسلین پیامبر نور و رحمت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و ششمین اختر تابناک امامت حضرت امام جعفر صادق (ع) بر امام عصر و الزمان (عج) و کلیه همشهریان عزیز مبارک باد.
دعای روح بخش کمیل هر پنج شنبه از ساعت ۸ شب در مسجد امام حسن مجتبی (ع)برگزار می گردد.
آخرین ایستگاه اتوبوس واحد های شهر طالخونچه به ترمینال مسافربری تقی آباد انتقال یافت.همشهریان عزیزی که که می خواهند به مبارکه بروند باید از ترمینال تقی آباد تا مبارکه را با یک اتوبوس دیگر بروند البته فقط برای شهر طالخونچه نیست و مسیر واحد های شهر های دیگر نیز همین طور شده است.
علت این این انتقال را از رئیس ترمینال پرسیدیم و گفت:
این طرح آزمایشی است و دلیل آن نیز ترافیک سنگینی است که اتوبوس های این شرکت درست می کنند.
«همشهریان عزیزی که می خواهند اعتراض خود را به دست اندر کاران این امر برسانند می توانند با شماره تلفن ۵۲۶۳۲۱۵ (تلفنخانه ترمینال) تماس بگیرند.»
لطفا همگی باور کنید چیز عجیبی نیست
*اهالی محترم طالخونچه در ایام نوروز جهت فوریت های پزشکی و تصادفات می توانند با
شماره تلفن ۱۱۵ تماس بگیرند.
«اضافه می کنیم که مرکز بهداشت و درمان شهرستان مبارکه برای رسیدگی به بیماران اورژانسی و تصادفات جاده ای یک دستگاه آمبولانس در دوراهی بروجن (رو به روی مرغداری) قرار داده که البته آمبولانس آن مطعلق به شهر مجلسی می باشد.»
ــ با توجه به جو حاکم بر شهرمان و تا حدودی مسموم بودن آن طبیعتا خانم ها زیاد در معادلات اجتماعی شهر شرکت نمی کنند و با توجه به اینکه خیلی از آنها بعد از گذراندن دوره پیش دانشگاهی خانه نشین می شوند و از استعدادهای خود برای پیشرفت خودشان کمتر بهره برداری می کنند با این اوصاف اگر شهرمان یک فنی حرفه ای یا کار و دانش برای خانم ها درست می شد (البته با توجه به اینکه سرمایه کمتر از فنی حرفه ای در بر می گیرد ) آنها می توانند خیلی از نیازهای جامعه و خودشان را تامین کنند چون که نیازی نیست که دیگر به شهرهای اطراف بروند و کلی دردسر را تحمل کنند که ای کاش این طرح عملی می شد حالا یا به دست یکی چند تن از آدم های خیر شهرمان یا به دست مسئولان . که طبیعتا سود آن را نیزخیلی زود خواهند دید مگر نه اینکه دانش آموزان در سطح منطقه با این امکانات بارها مقام کسب کرده اند.
ــ بانوان محترم طالخونچه لطفا بیکار ننشینید وچشمتان آب نخورد که کسی بیاید و برای شما کاری بکند مگر آقا امام زمان (عج) -البته امیدواریم که قبل از آن خیری یا کسی پیدا شود - پس پیشنهاد می کنیم که خانم ها اگر تمایل دارند از اوقات فراقت خود استفاده برده باشند دور خود جمع شوند و یک کارگاه تولیدی یا مکان تفریحی ٬ فرهنگی انجمنی و ... را برای خودشان تشکیل دهند و همه کاره اش خودشان باشند
یقین داریم که هم خانم ها از چنین مکان هایی استقبال زیادی می کنند و هم سازمان های دولتی و غیر دولتی
ــ البته امکانات ورزشی برای آقایان هم خیلی کم است اما نبودن یک مکان ورزشی برای خانم ها به خوبی محسوس می باشد
ــ شهر طالخونچه چرا یک فرهنگسرا ندارد که اگر داشت بیشترین سود آن را طبیعتا بانوان می برند آیا نباید در این شهر با این قدمت تاریخی کارهای فرهنگی بیشتری شود.